١٢٦٦ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:58
بابا بیخیال دیگه،وللش تموم شد و رفت،بسه دیگه
١٢٦٧ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:58
"بالام جان" فعلا بهترین عنوانیه که باهاش خودمو صدا میزنم درواقع دوست داشتم از "روله گیان" که کردیه استفاده کنم ولی خب حس میکنم مامان بزرگم داره باهام حرف میزنه:/ + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1:4 توسط گنجیشک |
١٢٦٨ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:58
+تو خودتم هنوز نمیدونی چی میخوای:/ ×نه ببین مسئله اینه عقل یه چیزی میگه دل یه چیز دیگه،بعد من بین این دوتا همینجوری سرگردونم +هنوز انقدر خل نشدی که به حرف دل گوش بدی،مگه نه؟ ×نه بابا خیالت تخت:|هشتگ وبلاگی: خود و خود + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1:13 توسط گنجیشک |
١٢٦٩ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:58
درسته که بلد نیستم پی اس بازی کنم ولی به جاش بلدم شعر بخونم
١٢٧٠ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:58
یعنی کیه که از من کمک میخواد؟ +خواب دیدم
۱۲۷۱ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:58
شبه آسمونو دارم ولی تورو نه برم زیرسقف خدا دعات کنم که بیای؟
۱۲۷۲ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:58
راستشو بگم؟ دلم نمیخواد وقتی اون اوضاعش میزون نیست به من خوش بگذره +رفاقتو رد کردیم،خواهریم + نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1:32 توسط گنجیشک |
۱۲۷۴ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 20:58
آهای غمی که مثل یه بختک روسینه ی من شده ای آوار از گلوی من دستاتو بردار دستاتو بردار +آهای خبردار از همایون شجریانهشتگ وبلاگی: حال و روزم لابه لای نت ها + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:2 توسط گنجیشک |
١١٤٣ - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 17:33
حس خوب وقتی که حتی واسه ی دشمنت هم از روی میل و رغبت دعا میکنی + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ساعت 14:10 توسط گنجیشک |
١١٣٣ - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 0:00
توروخدا وقتی سیگار میکشی دیگه گریه نکن:(
١١٣٥ - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 0:00
دیگه مطمئنم این گردونه رو خودت داری میگردونی
١١٣٨ - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 0:00
دیگه حتی توان و حوصله ی والیبال دیدنم ندارم
١١٣٩ - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 0:00
دوست نداشتنی ترینی +با همه ی شاید خوبیا
١١٤٠ - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 0:00
شاید مادر حالش خوب نیست،شاید پریشون و دل نگرونه
١١٤١ - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 0:00
بازم کابوس +اگه قراره واقعی شه کاش بمیرم و نبینم
١١٤٢ - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 0:00
گفتم تو سختیا کردها مرحمن،تسکیننگفتم کرد روی برادر و هم وطنش اسلحه نمیکشه،پشت به پشت مردمش وایمیسه و میجنگههستیم،هنوزم،با همه ی حرف ها و اون اتفاق تلخ تروریستی...ماها هنوزم کردیم،هنوزم همون قومی هستیم که تو جنگ سینه مون سپر گلوله ی دشمن بود،که همه جوره با دار و ندار و جون و دلمون دفاع کردیم،از ترکش